السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

127

سراج الأنساب ( فارسى )

مشغول بود . همين‌كه چندروزى گذرانيد أكابر و أهالى آنجا يافتند كه سيد مزبور از أكابر سادات و نقباى حسينى بنى مختار است . تمامى ايشان در اعزاز و احترام او كوشيدند ، تا به مرتبه‌اى كه چون همگى مطلع بر صحت نسب آن عالىجناب بودند تكليف توطن و تأهل به او نمودند . تا آخر الامر از سلسلهء عليهء شاه نعمت اللّه ، كه ايشان نيز مثل آن جناب از ذريهء طاهره حضرت خير البشرند ، مؤالفت و مؤانست به مرتبه‌اى رسيد كه آن سيد بزرگوار با ترك و تجريدى كه داشت ، دخترى به عنوان تزويج از آن سلسلهء عليه گرفت ، و مدتى در آن ديار ماند . و خويشان و اقرباى او كه در دار المؤمنين سبزوار بودند اطلاع از حال او نداشتند ، تا بعد از مدتى اراده زيارت حضرت امام ثامن نموده ، به آن وسيله گذارش به خسروجرد سبزوار افتاد ، و به سبب رنجشى كه داشت داخل سبزوار نشد . چون خبر نزول آن سيد بزرگوار به سمع خويشانش از سادات بني مختار سبزوار رسيد بني أعمام او از قبيل سيد شهاب الدين عبد اللّه ، و جلال الدين عبد المطلب ، و نظام الدين أحمد ، و جلال الدين قاسم ، و ساير أعالى و أدانى به استقبال او به جانب خسروجرد سبزوار شتافتند . و همين كه به آنجا رسيدند شنيدند كه آن سيد بزرگوار به جانب قريهء فيض آباد رفته ، تا از كنار دار المؤمنين سبزوار گذشته به جانب بلدهء نيشابور رود تا گذارش به سبزوار نيفتد . بعد از سماع اين مقال تمامى ايشان متوجه به جانب قريهء فيض‌آباد شدند ، و آن عالىجناب را تكليف [ نزول ] به دار المؤمنين مزبور نمودند . آن سيد عالى مقدار بنا بر تكليف ايشان متوجه سبزوار شد ، و عمش شرف